کتاب مکبث

0
5296

نمایشنامه ی تراژدی مکبث اثر ویلیام شکسپیر انگلیسی بزرگترین نمایشنامه نویس تاریخ است.

نمایشنامه ی تراژدی مکبث اثر ویلیام شکسپیر
نمایشنامه ی تراژدی مکبث اثر ویلیام شکسپیر

اگر از نمایشنامه ی رومئو و ژولیت صرف نظر کنیم میتوان گفت تمامی نوشته های شکسپیر جنبه ی تاریخی داشته و در آنها از استعاره ها و کلمات سنگینی استفاده میشود؛

مکبث نیز این چنین بود. شاید همین ویژگی باشد که نوشته های شکسپیر را مجزا از بقیه قرار داده و آنها را متمایز میکند.

مکبث

کتاب مکبث
کتاب مکبث

نمایشنامه ی مکبث نوشته ای است که همه ی دانشجویان تئاتر دست کم یک بار با آن سرو کار داشته اند.

نمایشنامه ای که بسیاری از دانشجویان اجرای حوادث و اتفاقات آن را به عنوان پایان نامه ی خود ارائه داده داده اند.

نه تنها در ایران بلکه بسیاری از کشور های دنیا این نمایشنامه اجرا شده است و جزو نمایشنامه ی برتر شناخته شده و از بهترین نوشته های شکسپیر به حساب می آید.

خلاصه نمایشنامه ی تراژدی مکبث

شکسپیر در این کتاب سعی دارد طمع و حرص انسان بخصوص زنان و عدم قناعت آن ها حتی در جایگاه های بالا را روایت کند که به نوعی میتوان گفت به خوبی از پس این کار برآمده است.

خلاصه نمایشنامه ی تراژدی مکبث
خلاصه نمایشنامه ی تراژدی مکبث

مکبث امیر کادور بود در حالیکه این جایگاه، همسرش لیدی مکبث را قانع نکرد و وسوسه های او سبب شد مکبث در صدد به قتل رساندن فرمانروای اسکاتلند برآید و افکار پلید خود را در اسکاتلند پیاده کند.

خلاصه مکبث
خلاصه مکبث

بررسی نمایشنامه تراژیک مکبث

اینکه چرا مکبث به این مقام قانع نبود؟ چرا تنها برای قسمتی از پیشگویی های ساحران که به نفع خودش بود میکوشید؟

و اینکه چرا با اینکه بالا ترین جایگاه کشور را داشت چرا باز هم در صدد جلوگیری سایر پیشگویی هایی که زنان ساحر دادند ( مثل سلسله ی حکومت فرزندان بانکو) برآمده بود؟

خود نشانه ی رشد حرص و طمع مکبث بود که همگی در های جهنمی بود که مکبث و همسرش برای خود درست میکردند.

مونولوگ لیدی مکبث

دیالوگی معروف از لیدی مبکث

مکبث: اگر نتوانستیم چه؟

لیدی مکبث: ما نتوانیم؟تا ببینی که می توانیم.چون دانکن به خواب رود- که سفر دشوار روزانه اش هم او را به خواب شیرین می خواند-با دو پرده دارش چنان شرابخواری و نوشانوشی به راه اندازم که هوش,این پاسدار مغز, در سرشان بخار شود و خانه ی خردشان شیشه ای خالی.آن گاه که تن شراب آکندشان مرده وار در خوابی خوکانه فرو رود, من و تو با آن دانکن بی نگهبان چه نتوانیم کرد؟و بر آن افسرانی که اسفنج وار هرچه توانسته اند شراب در خود کشیده اند,چه تهمت ها که نتوانیم نهاد؟     آنان اند که می باید بار گران این جنایت بزرگ را بکشند.

مکبث: من آماده ام و اندام به اندام ام را همچون زه کمان از پی این کار گران می کشم.برو و با فریبا ترین نمایش بر زمانه بخند. چهر دروغین می باید نهان کند آنچه را که قلب دروغ زن می داند.

مکبث ترجمه داریوش آشوری pdf

مکبث- ویلیام شکسبیر- داریوش آشوری

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید