نقد و بررسی کتاب ضیافت

0
1210

اثر ماندگار افلاطون پیرامون عشق است.چیزی که در یونان قدیم چندان شناخته شده نیست و با آن به مخالفت می پرداختند. افلاطون در کتاب ضیافت به توصیف انواع عشق پرداخته است.

کتابی که در سال ۳۸۵ قبل از میلاد ( به گفته اکثریت مورخان ) تالیف شده است.

از اولین نکات جالبی که بایستی درباره این کتاب بدانید این است که افلاطون در این کتاب از عشق به زبان سقراط و دیوتیمادر در قالب فلسفی بیان کرده است.یعنی عشق را با زبان منطق به مردم آتن آن دوران شناسانده است.

افلاطون

افلاطون در کتاب ضیافت به بررسی وجوه مختلف عشق از دید فلسفی پرداخته است.

او سه وجه معمول عشق را عشق جنسی یا اروس ، عشق به دانایی یا فیلوتس و عشق الهی یا آگایه می نامد.این مراحل نامگذاری به ترتیب ارزش در منظر افلاطون است.

کتاب به صورت نمایشنامه نوشته شده است . نمایشنامه ای که در منزل آگاتون به مناسبت کسب پیروزی و شادباش در نبرد درام نویسی و به شکل یک ضیافت برپا شده است.

کتاب ضیافت
کتاب ضیافت

اما موضوعی که ضیافت را جذاب می کند صحبت در رابطه با عشق زمینی و عشق به انسان هاست.

در رابطه با عشق

افراد حاضر در این ضیافت که وصف آنها را افلاطون در کتاب ضیافت آورده است به ترتیب زیر در رابطه با عشق صحبت می کنن و افلاطون دیدگاه های آنان را تفسیر و نقد می کند:

فدروس

پوزایناس

آروکسی

ماخوس

آریستوفانوس

آگاتون

سقراط ( دیوتیما )

آلکبیادس

از سخنان جالب تمامی این افراد قسمتی از آنها در اینجا آورده شده است برای مثال:

“انسان‌ها نخست وجود کاملی داشتند که دارای چهار دست و چهار پا بودند و از لحاظ قدرت عقلی هیچ چیز به پای آنان نمی‌رسید، تا جایی‌که خدایان به آنان رشک برده و خدای خدایان، «زئوس» آنان را به دو نیم می‌کند. از آن پس هرکسی در جهان به دنبال نیمه گمشده خویش است تا آن قدرت و توان سابق را بازیابد.”

نقد و بررسی کتاب ضیافت
نقد و بررسی کتاب ضیافت

سکسکه

نظر آریستوفانوس که نوبت او قبل از آروکسی ماخوس بوده اما به علت سکسکه نتوانسته بود صحبت کند.

از دیگر نظرات جذاب در کتاب ضیافت می توان به نظر زیر اشاره کرد:

“عشق نه زیباست نه زشت، نه به مانند خدایان در اوج قدرت، دانش و زیبایی ست و نه مانند انسان‌ها ضعیف، ناتوان و نادان است بلکه در میان این دو قرار دارد.”

وقتی آفرودیت (خدای زیبایی و کشش جنسی) به دنیا آمد، پسر متیس (خدای خردمندی و دانایی) نیز در جشن تولد آفرودیت حضور داشت.

در پایان جشن، «پنیا» (خدای تنگدستی و نیاز) در آن جشن حاضر شد تا از ضیافت آنان چیزی نصیبش شود و چون «پوروس» (خدای چاره‌جویی و تدبیر) را در باغ در اثر مستی خفته یافت، به آغوش او خزید تا از وی صاحب فرزندی شود و در آن شب نطفه اروس (خدای عشق بسته شد.)

آن شب خاص

چون نطفه اروس در آن شب خاص، یعنی در شب تولد آفرودیت (الهه زیبایی) بسته شد، بنابراین اروس همیشه خواهان زیبایی‌ست و چون متیس نیز در آن میهمانی حضور داشت، اروس در خدمت دانایی نیز هست.

اروس ناتوانی و تنگدستی را از مادرش و چاره‌جویی و تدبیر را از پدر خود پوروس به ارث برده است.

ضیافت افلاطون
ضیافت افلاطون

خدایان هیچ‌گاه طالب زیبایی و دانایی نیستند؛ زیرا خود این صفات را دارند و کسانی که از دانایی و زیبایی بی‌بهره‌اند نیز در پی کسب آن نیستند، زیرا از ارزش والای این صفات بی‌خبرند.

فرزند خدایی بی‌نیاز

تنها اروس که فرزند خدایی بی‌نیاز و مادری نیازمند است در مقامی مابین انسان و خدا قرار دارد و همیشه در پی راهی‌ست تا دانایی و زیبایی را به‌دست آورد.”

نظر سقراط در کتاب ضیافت که البته خود او می گوید آن را از زبان کاهنه ای دانا به نام دیوتیما بیان می کند

این کتاب اولین بار در کشور ما توسط محمدعلی فروغی ترجمه شده است اما الان ترجمه های دیگری از کتاب ضیافت افلاطون نیز موجود است.

لینک خرید کتاب از سایت ایران کتاب

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید