نقد و بررسی کتاب ملت عشق

1
1669

نقد و بررسی کتاب ملت عشق ; الیف شافاک(الف شفق) نویسنده پر آوازه ترک تباری است که در سال ۱۹۷۱ در فرانسه به دنیا آمده است.

رمانی نوین با مفهومی نام آشنا

اثر الیف شافاک

مترجم ارسلان فصیحی

نقد و بررسی کتاب ملت عشق
نقد و بررسی کتاب ملت عشق

 

۱۳کتاب از شافاک تا به الان چاپ شده است که به زبان های ترکی و انگلیسی و درباره موضوعات مختلفی مثل تاریخ ، فلسفه ،عرفان و … تالیف شده است. کتاب ۴۰ قانون عشق با عنوان اصلی ” The Forty Rules of Love “در سال ۲۰۰۹ و در ایران با ترجمه ارسلان فصیحی به نام “ملت عشق”از چاپ می شود.

کتاب ملت عشق اثر Elif Shafak
کتاب ملت عشق اثر Elif Shafak

این کتاب به سبک نوینی نوشته شده که دو داستان به صورت موازی در حال پیش روی است یکی داستان عشق شرقی و تاریخی شمس و مولانا و دیگری داستان عشق غربی اللا و عزیز زاهارا.

نوین بودن داستان بیشتر به این دلیل است که داستان عشق شمس و مولانا که بر اثر یک حادثه آغاز می شود و مولانا ملقب به رومی را چنان درگیر شمس می کند که خانواده و مردم از شمس بیزار می شوند چرا که مولانا به حدی در عشق شمس ذوب می شود که خود را از بقیه مردم رها می کند.

اما موضوع جذاب این است که راوی داستان ۱۸ مرتبه عوض می شود و شما این داستان را از طرف افراد مختلف از شمس و مولانا گرفته تا مردم و خانواده مولانا می توانید لمس کنید.این باعث می شود که درک بسیار واضحی از ماجرا داشته باشیم.

روایت کلی

در نقد و بررسی کتاب ملت عشق، داستان به این صورت انجام می شود که اللا به عنوان مادر ۳ فرزند و همسر یک مرد که به خانواده اش پایبند نیست در داستان حضور دارد اما همیشه سعی می کند به خاطر خانواده اش به این موارد اعتراضی نکند تا اینکه به واسطه کار جدیدش که ویراستاری کتاب است با کتاب ملت عشق ( کفر شیرین ) نوشته عزیز زاهارا آشنا می شود و با این نویسنده از طریق ایمیل ارتباط برقرار می کند و مجذوب عزیز می شود و بعد از مدتی خانواده خود را رها می کند و با عزیز زندگی میکند.

عزیز بعد از مدتی به علت بیماری ای که میدانسته و به اللا هم اطلاع داده بود می میرد.

بعد از مرگ او، اللا به دنبال زندگی آزادانه خودش است و کاملا از این وضعیت راضی است و…

خرید ملت عشق
خرید ملت عشق

به طور کلی نقدی که براین کتاب وارد شده این بوده که روایت اول (داستان شمس و مولانا ) بسیار پرکشش و پرمعناست و از زوایای مختلف نقل شده.

در حالی که روایت دوم(داستان اللا و عزیز) تنها از زاویه اللا نقل شده و از نظر مفهوم هم در حد داستان شمس و مولانا نیست.

ایراد دیگری…

که علی الخصوص در ایران وارد شده این است که با این که این کتاب از نظر داستان نویسی و تکنیک های آن وضعیت بسیارعالی دارد اما بنیان و مفهوم کتاب دارای نواقص و معایب بزرگی است از جمله اینکه تحریف تاریخ انجام شده و نویسنده برای مفاهیم داستانی خود دست به تخریب شخصیت شمس و مخصوصا مولانا برده است.

همچنین رفتارهای اللا با توجه به وضعیتی که فرزندانش داشته اند چیزی نیست که بتوان از آن به نیکی یاد کرد و مورد تحسین قرار بگیرد.

در نقد و بررسی کتاب ملت عشق هر چند موارد تحسین برانگیزی نیز وجود دارد برای مثال مولانا که خود را خاموش می داند ( در حالی که اثر گرانبهایی همچون مثنوی را نوشته است) کتاب خود را با حرف ب شروع کرده است ( بشنو از نی چون حکایت می کند…) و این همان حرفی است که قرآن کریم با آن آغاز شده و هوشمندی الیف شافاک در این بوده است که تمامی ۴۰ قانون عشق را با حرف B آغاز کرده است.

کلام آخر

در پایان بهتر است که در ترجمه چنین آثاری دقت بیشتری انجام شود و هر عنوان کتاب پرفروشی بدون نظارت مورد تحسین و تشویق قرار نگیرد.هر چند که اثر از نظر هنری بسیار با ارزش است و به همین دلیل و البته معرفی صلح طلبانه اسلام و آشنایی با تصوف بسیار فروش بالایی در دنیا داشته است.

اگر نقد و بررسی کتاب ملت عشق برای شما مفید بود;

برای خرید کتاب ملت عشق با تخفیف ویژه از لینک زیر استفاده کنید:

خرید کتاب

 

خلاصه نقد و بررسی کتاب ملت عشق
خلاصه نقد و بررسی کتاب ملت عشق

 

 

یک دیدگاه

  1. هشدار: متن یازده گانه دارای اسپویل است!!!
    نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند
    نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آیین سروری داند
    هزار نکته باریکتر ز مو این جاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند

    بیشتر کتاب بخوانیم وسپس نقد کنیم و با هم به گفتگو بنشینیم.
    قصد دارم در برابر سه راهی:۱- سکوت پیشه کردن و ۲-یا همرنگ جماعت، دمیدن به کوره‌ی تعریف‌وُتمجیدها
    -۳و یا بی‌خیالِ انگ خوردن و حفظ پرستیژ خود، یعنی پنبه‌زنی برخی از فیلم‌ها وکتاب ها و آدم های کذایی!!، راه سوم را بروم.
    درشروع نوشتارم، ازتشابه چهارگانه آدم ها و فیلم ها و کتاب ها وغذاها برایتان می نویسم.کتاب«ملت عشق»مانندبعضی از کتاب ها،اشتباهات زیادی دارد و مثل بعضی آدما بی خودی تبلیغ شده است وشبیه به دسته ای از فیلم هایی است که در وصفش می گویند برای ندیدن است!!…..و بالاخره مانند لیوان های سس و سالاد کلمی است که در فست فودها برای نخوردن سرو می شود!
    شاید هم عیب از آن فاصله ی ما با دهل باشد که بگمانم ،این بارهم آوازش را از جای دوری شنیده ایم!
    تا جایی که در توانم بوده؛همیشه از اغراق و بزرگ نمایی و یا زیاده روی در تحسین و تمجید و یا بالعکس انتقاد بیش از حد،سرکوب،نفی وطرد مطلق پدیده ها دوری کرده وسعی بر میانه روی داشته ام…. دیدگاه من در باره رمانی که عنوان پرفروش ترین کتاب کشور ،«ترکیه» را بخود اختصاص داده است ودر ایران هم بیشتر از چند ده بار چاپ شده و توانسته است طرفداران زیادی پیدا کند.
    ۱-ابتدا بگویم در جامعه ای با سرانه پایین مطالعه،می بایست از گرایش به کتابخوانی استقبال نمود….ولی سطح انتظار من خواننده و مخاطب بسیار بالا می رود وقتی با چنین عباراتی در وصف یک کتاب،روبرو می شوم:
    {به نظر من (…)یک کتاب خوب و بسیار خواندنی محسوب می شود که داستان جذاب و گیرایی هم دارد. پیشنهاد می‌کنم مطالعه آن را به هیچ‌وجه از دست ندهید و حتی اگر مایل هستید کسی را به کتاب و کتاب خواندن علاقه‌مند کنید، رمان (….) را به او هدیه دهید}.
    ۲-آیا صرفا جمله «به نظر من» می تواند منبع مطمئنی باشد؟
    و یا اگر خواسته باشیم فردیا افرادی را به کتاب خواندن،علاقمند نماییم،حتما و ضرورتا این کتاب را هدیه دهیم؟؟درست تر نبود که گفته می شد:کتاب های خوب بسیارند و این کتاب هم در زمره یکی از آن هاست!!
    ۳-اصطلاح «فیلم های گیشه پسند»،جایی آن دوردورها در یکی از کشوهای ذهنم،در انبوهی از واژه ها چمباته زده بود…که با تمام شدن این رمان، باردیگر برایم زنده شد وجان گرفت. به جرات می گویم این سری از کتاب ها،با داشتن عنوانی جذاب اما نامربوط، مصداق واقعی «خیانت در معنای واژه»برای طلب فروش بیشتر هستند.و حالا کتابی را که با تبلیغات زیاد وتحسین وتمجید های بیشمار دوست وآشنا در صفحات مجازی و شبکه های اجتماعی،مشتاق به خواندنش شدم،مرا وادار ساخت تا یک بار دیگر به این موضوع فکر کنم که انتخاب کتاب خوب یک مهارت است وپیشنهاد ومعرفی برای مطالعه کتاب،یک هنر.
    ۴-این کتاب در دو زمان متفاوت اتفاق می افتد. بخش مربوط به عرفان و صوفی گری،سوای از چهل قانون عشق و عباراتی که در متون دیگر نیزبه آن استناد گردیده،باقی اش، بیشتر زاییده تخیلات است. نویسنده اطلاعات زیادتری از یک شخص معمولی در مورد ارتباط شمس و مولوی نداشته است. شمس کارهای خارق العاده ای چون کتاب را خشک از آب در آوردن و …را اصلا انجام نداده و این داستان سرایی ها وانسان عجیبی ساختن هم تصنعی و دور از باور است.
    ۵- خط سیر داستان بیشتر از هر چیزی،به مسخره گرفتن روابط عاطفی و کم ارزش دانستن مفهوم خانواده.است.وکم اهمیت دانستن اعتراضات به حق و منطقی و قابل درک عزیزانی چون همسروفرزندان مولوی…ازدواج بدون اندیشه شمس با کیمیا خاتون ورفتار انسان گریز و عجیب و غریبش در مقابل همسر نگون بخت خود…
    ۶- یک سری جملات خوب و ناب درلابلای متن ودر بستری جهت دهی شده وجود دارد،از آنیما وآنیموس ونظریات روان شناسی یونگ و فروید تا ……که البته شکی نیست که به زیباترشدن رمان کمک فراوانی نموده است….ولی خواننده و مخاطب می بایست حق انتخاب داشته باشد نه اینکه نویسنده بخواهد و اصرار داشته باشد که فقط او درست می گوید.
    ۷-بخش دوم رمان در سال ۲۰۰۸ و توصیف همسر ومادری که خانه دار است ،دینش یهودی وساکن امریکا با سه فرزند…مدتی است از مسئله خیانت همسر دندانپزشک خود مطلع بوده و نقشی منفعلانه دارد….ایشان از گفتگو و مهارت ارتباطی و مراجعه به مشاور وروان شناس هیچ نمی داند و هرگز خدمات مشاوره و زوج درمانی را هم نشنیده است!!….صرفا از ایفای نقش مادری برای فرزندان و همسری،فقط به کلاس آشپزی دلخوش است.و همین درک نادرست از تعارضات زناشویی و راهکار گریز وفرار از وضعیت موجود و جواب «های،هوی است» وچشم در مقابل چشم و تلافی و انتقام در مقابل خیانت همسر و تساوی جنسیتی در حوزه روابط فرازناشویی و کم نیاوردن در برابر مردها،چنان رنگ ولعابی به داستان می دهد،آن سرش ناپیدا و نویسنده نیز آشکارا و عملا این رویه جدید وی را ستایش می کند.
    ۸-شخصیت پردازی افراد در هر دو بخش رمان،ضعیف و بخصوص در زمان حاضر،ضعیف تر است.گویی نویسنده به عمد می خواهد تمامی تقصیرها را به گردن همسر خیانت کار بیندازد وسهمی از بروز خطا را برای طرف دیگر ماجرا درنظر نگیرد.
    ۹- کوشش برای تحمیق خوانندگان .سال ها قبل رابرت استرنبرگ مفهوم عشق را به زیبایی تحلیل نمود،در سال ۱۹۸۷ وی نظریه‌ای ارائه داد که در آن عشق را به شکل یک مثلث تصور کرد. او می‌گوید که عشق مرکب ازسه بخش است: صمیمیت، شور و شوق (شهوت) و تصمیم/تعهد.
    متاسفانه این کتاب در بخش دوم ،بیشتر ازهم پاشیدگی خانواده رابه نام عشق ترویج میدهد. رها کردن یک کانون زندگی بیست ساله و رها کردن مسئولیت های عاطفی مادرانه در شرایط بحران جوانی یک دختر جوان و دو فرزند دیگر به بهانه خیانت شوهر که می تواند جنبه های آموزشی بد را به همراه داشته باشد… درست وقتی که دختر بزرگش یک شکست عشقی را تجربه کرده و دختر کوچکش دچار سوءتغذیه شده و به روان پزشک احتیاج دارد و پسرش دچار افت تحصیلی شده،رهایشان کرد به حال خودشان و رفت دنبال مردی که تابحال از نزدیک ندیده بود!
    و اینکه «عزیز زاهارا» که آن قدر در کتاب از شخصیت و اخلاقش تعریف شده و خودش را صوفی می داند؛ چطور به خودش اجازه داد وقتی فقط شش ماه بیشتر زنده نیست یک خانم متاهل و بچه دار را از راه بدر کند و باعث از هم پاشیدگی زندگیشان بشود. مفهوم وکارکرد عشق فراگیر و شامل همه انسانها است زیرا در فضای آتشفشان عشق کسی نباید آسیب ببیند ،بخصوص در مورد فرزندان که دوست داشتن همراه با مسئولیت هست این قسمت داستان شاید تصمیم بلهوسانه ناشی از سرخوردگی همراه با انتقام جوئی باشد ….دلزدگی ای که بعد از سالها زندگی سراغ« اللا »آمد نتیجه طبیعی انتخاب های خودش و رفتارهای همسرش بود. راه حلش هم قطعا حتی اگر طلاق باشد، آن طور رها کردن فرزندانش نبوده. همه آثار سو رفتارها و انتخاب هایی را که می کنیم، نمی توان با عنوان “عشق” و “دگرگونی” توجیه کرد. قطعا نه آن همه سال منفعل بودن و چشم بستن به خیانت شوهر و چسبیدن به آشپزخانه و ندیده گرفتن خود و احساسات و نیازهای خود درست بوده، نه آن طور بی انصافانه (در قبال فرزندان و حتی خود) یک دفعه تمام کاسه کوزه را به هم ریختن.
    ۱۰-ایکاش بخش دوم کتاب نیز ازدیدراویان دیگر داستان هم به تصویر کشیده می شد…شاید اینگونه «اللا»
    به چالش گرفته می شد…داستان از دید ژانت،دیوید و دوقلوهایش….تا مخاطب بهتر می توانست به پیامد رفتار نابخردانه و ناشیانه «اللا» پی ببرد،هرچند این روال،در تضاد با هدف اصلی نویسنده اثر می باشد که قصد داشته ترحم خوانندگان را به اللا جلب نماید و رفتارش را محق جلوه دهد.
    ۱۱-همه چیز مادی نیست. می دانیم همه چیز هم قرار نیست به پول تبدیل شود. مخاطب، وقت ارزشمندش را برای ما می‌گذارد. قاعدتاً بعدها مقایسه می‌کند. حتی اگر هرگز آگاهانه این کار را نکند. پس راست را آغشته با دروغ به وی تحمیل نکنیم.

    هاجر مرادی دوست.پاییز نودوهفت

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید